این روزای پسرم
سلام خوشگل مامان
این رو زا دیگه کامل جیشتو میگی و خیلی وقته 2 ماهی میشه که پوشکت نکردم
چند شب پیش سحری بیدار شدی گفتی مامان جیش دارم بردمت دستشویی و بعد رفتی خوشگل خوابیدی اینقدر ذوق کرده بودم که نگو ولی ذوقم زیاد طول نکشید چون فردا شبش 2 بار تو رختخوابت جیش کردی این قضه مال 4 روز پیشه شبی که خونه دایی اصغر دعوت بودیم اومدیم خونه آب و هندونه زیاد خوردی کار داد دستت ولی همون یه شب بود اشکال نداره مامانی خیلی پسر خوبی هستی ازت راضیم خیلی ماهی و گلی
اگه دیگه جوجو هم نخوری دیگه خیلی خوب میشه الان همش جوجو یا همون شیشه تو برمیداری میری زیر پتو خالی هوا میخوری خیلی دوسش داری گاهی وقتام میگی آب بده خودت میری توش آب میزی تو شیشه میخوری زبونتم که نگو دیگه زبون داری 2 متر هر چی بگیم جواب میدی یه چیز جالب که میگی من خوشم میاد میخوای بگی بر دارم میگی بربدارم خیلی باحاله کلن پسرم چلچلی و زبرو زرنگ هستی روزی 10 بار از پله ها بالا پایین میری .میری خونه عزیز جون و میای ایشالا که خدا حفظت کنه
خب دیگه اینکه بنایی مون همچنان ادامه داره از 15 بهمن که شروع شده آخراشه دیگه
تو سجادم هر روز میرین کار میکنین اونجا با ماشیناتون اوایل خیلی شلوغ میکردین ولی حالا بهتر شدین یه وقتاییم میریم باغ آقاجون اونجا رو هم دوست داری با بچه ها بازی میکنی بیشتر جمعه ها میرفتیم از صبح تا شب ولی الان دیگه تو ماه رمضون کمتر میریم چون بابا هم کار داره میخواد کمک کنه زود تر بنایی تموم بشه ما هم بریم خونه جدید
راستی چند وقته نرسیدم بیام واسه پسرم عکساشو بذارم که رفتیم آتلیه گرفتیم حدودا 2 ماه پیش حالا چند تا شو میذارم








این روزای پسرم
